اشعار عارفانه

در دادگاه زندگي

تنها قاضي دنيا

ميخواهم تو سرنوشتم را رقم زني

چرا كه جرم من

فقط عشق به تو بود

معبودم


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند

در كوچه تنهائيم

به دنبال كسي ميگردم

دوست دارم خبرش را از اسمان كه دست ابي بر سرم كشيده بپرسم

شايد از اين سنگ يا ان جويبار كه ميزند چنگ

يا ان شاخه گلي

كه در دستان تو انتظار مرا ميكشد


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند

عاشقم

برای کسی که روحش را به من دمید

بهترین فرشته اش را برای من عزل کرد

زمین را ساخت

هزاران چیز را افرید که بفهماند دوستمان دارد

ای ادمی درقبال عشق او عاشقش هستی؟

از پرستش چیزی میدانی؟

یادت باشد   یادت باشد

پروردگار را با شیطان خجل زده نکنی!

 

 


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 3
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند

از

گل برگهای رقصان در باد

 

 

از سکوت دریاچه نیلگونی

 

 

از پروانه های رقصان

 

 

از ستاره های نقره ای

 

 

از قامت کوه های سر به فلک کشیده

 

 

از صدف های مروارید دار

 

 

از سبزی برگ  و روشنی افتاب  و رنگینی پائیز

 

 

زیباترم چرا که من از عرش عالمینم

 

 

از سکوت عشق خدائیم

 

 

هر چه هست برای من است و من برای او

 

دوستت دارم مهربانم


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند

پیوسته

خدا خدا خواهم کرد

ای خالق

من تو را صدا خواهم کرد

گر پاسخی

از سوی تو نشنوم

من ندانم

بی تو چه ها خواهم کرد


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند

شاد باشم  یاد تو نیستم

 

 

به ارزویم برسم

 

 

فقط تلاشم پیداست

 

 

غضب کنم تو ساکتی

 

 

گریه کنم تو شانه ای

 

 

قهر کنم تو اشتی

 

 

کفر کنم امیدم می دهی

 

 

اه خدایا

 

 

من چیستم

 

 

ایا من لایق تعظیم فرشتگانم

 

 


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند

 

هر شب عابد به درگاه خداوند

 

 

 

طلب ببخشش میکرد

 

 

شبی عابدی گفت:شرم نداری که هر روز  گناهی داری و از خداوند انتظار بخشش

 

 

عابد گفت:شرم دارم

 

 

چراکه گناه بزرگ من اینست که هر روز بزرگی همچو ان در قلب ناچیز من است

 

 


امتياز بدهيد : 1 2 3 4 5 6 | امتياز : 4
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | پشتیبانی : SHAKHEH.COM
آپلود فایلفال حافظ