در دادگاه زندگي
تنها قاضي دنيا
ميخواهم تو سرنوشتم را رقم زني
چرا كه جرم من
فقط عشق به تو بود
معبودم
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
در كوچه تنهائيم
به دنبال كسي ميگردم
دوست دارم خبرش را از اسمان كه دست ابي بر سرم كشيده بپرسم
شايد از اين سنگ يا ان جويبار كه ميزند چنگ
يا ان شاخه گلي
كه در دستان تو انتظار مرا ميكشد
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
عاشقم
برای کسی که روحش را به من دمید
بهترین فرشته اش را برای من عزل کرد
زمین را ساخت
هزاران چیز را افرید که بفهماند دوستمان دارد
ای ادمی درقبال عشق او عاشقش هستی؟
از پرستش چیزی میدانی؟
یادت باشد یادت باشد
پروردگار را با شیطان خجل زده نکنی!
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
از
گل برگهای رقصان در باد
از سکوت دریاچه نیلگونی
از پروانه های رقصان
از ستاره های نقره ای
از قامت کوه های سر به فلک کشیده
از صدف های مروارید دار
از سبزی برگ و روشنی افتاب و رنگینی پائیز
زیباترم چرا که من از عرش عالمینم
از سکوت عشق خدائیم
هر چه هست برای من است و من برای او
دوستت دارم مهربانم
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
پیوسته
خدا خدا خواهم کرد
ای خالق
من تو را صدا خواهم کرد
گر پاسخی
از سوی تو نشنوم
من ندانم
بی تو چه ها خواهم کرد
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
شاد باشم یاد تو نیستم
به ارزویم برسم
فقط تلاشم پیداست
غضب کنم تو ساکتی
گریه کنم تو شانه ای
قهر کنم تو اشتی
کفر کنم امیدم می دهی
اه خدایا
من چیستم
ایا من لایق تعظیم فرشتگانم
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند
هر شب عابد به درگاه خداوند
طلب ببخشش میکرد
شبی عابدی گفت:شرم نداری که هر روز گناهی داری و از خداوند انتظار بخشش
عابد گفت:شرم دارم
چراکه گناه بزرگ من اینست که هر روز بزرگی همچو ان در قلب ناچیز من است
برچسب ها : ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 توسط زهره معمي وند